
جانشین انتظامی استان ایلام از برگشت چهار هزار و ۶۵۳ زائر غیرقانونی و اتباع خارجی خبر داد. به گزارش افغانستان ما و به نقل از تابناک ؛ سرهنگ حسن کاظمی دیروز جمعه 12 آبان در جمع خبرنگاران در مرز مهران اظهار داشت: با برنامهریزیهای انجام شده این ۱۸ نقط...
ادامه مطلب
1مواد لازم روغن به مقدار لازم تخم مرغ به مقدارلازم . خب حالا اجاق گاز رو روشن میکنیم تخم مرغ را داخل مایه تاپه میریزیم خب اینم غذاتون نوش جان سپاس ونظر یادتون نره ...
ادامه مطلب
مردی سالخورده با پسر تحصیل کردهاش روی مبل خانه خود نشسته بودند ناگهان کلاغی کنار پنجرهشان نشست. پدر از فرزندش پرسید: «این چیه؟» پسر پاسخ داد: «کلاغ». پس از چند دقیقه دوباره پرسید: «این چیه؟» پسر گفت: «بابا من که همین الان بهتون گفتم، کلاغه.» بعد از مدت کوتاهی پیر مرد برای سومین بار پرسید: «این چیه؟» عصبانیت در پسرش موج میزد و با همان حالت گفت: «کلاغه کلاغ!» پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطراتی قدیمی برگشت. صفحه ای را باز کرد و به پسرش گفت که آن را بخواند. در آن صفحه این طور نوشته شده بود: امروز پسر کو...
ادامه مطلب
تهیهکننده فیلم سینمایی «این زن حقش را میخواهد» خبر از آغاز فیلمبرداری این فیلم سینمایی در اواخر پاییز سال جاری داد. داوود صبوری؛ تهیهکننده فیلم سینمایی «فال» در ارتباط با آخرین وضعیت ساخت این اثر سینمایی گفت: در حال حاضر بیشتر درگیر اکران فیلم سینمایی «این زن حقش را میخواهد» هستم و تمام تمرکز خودم را بر مانور تبلیغاتی این اثر گذاشتم. وی در ادامه اضافه کرد: باتوجه به تمرکز زیادی که روی اکران فیلم محسن توکلی گذاشتم از اواخر پاییز سال جاری پیشتولید فیلم سینمایی «فال» را آغاز خواهم...
ادامه مطلب
دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد. در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برا...
ادامه مطلب
بازیگری که به عشق مهران مدیری کمدین شد +عکس دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. رکنا: مهران رنجبر را با موی فرفری و سیبیل در سریال پر بیننده آوای باران به یاد می آوردید. او سابقه زیادی در تئاتر دارد و کارهای جدی زیادی کرده است.اما از انگیزه اش برای یک کار کمدی می گوید.وقتی نام مهران مدیری این شوق را در او ایجاد کرده که جلو بیاید و بدون ترس کمدی کار کند. خودش درباره نحوه ورودش به برنامه دورهمی می گوید: بعد از سریال آئیا باران کار...
ادامه مطلب
به گزارش سینماپرس، خشایار الوند درباره جزییات فیلم سینمایی که قرار است مهران مدیری آن را کارگردانی کند، گفت: خط اصلی «ساعت ۵ عصر» از مهران مدیری است و من و امیرمهدی ژوله طرح اولیه آن را درآوردیم و من این روزها در کنار کارهای دیگرم مشغول کار روی طرح این فیلمنامه هم هستم. وی درباره این اثر سینمایی و نوع کمدی آن توضیح داد: کمدی اصیل از نوعی تلخی هم برخوردار است چون انتقاد می کند و به یک نکته، رفتار و یا هنجار حتی با دست انداختن آن اتفاق واکنش نشان می دهد، «ساعت ۵ عصر» هم به همین شکل است. این اثر از باقی کارهای مدیری رئال تر، زمان آن معاصر است و افراد قابل شناسایی هستند. اتفاقاتی که در آن رخ می دهد ممکن است مثل همه کارهای کمدی کمی خرق عادت باشد اما وقوع آنها غیرممکن و فانتزی نیست. «ساعت ۵ عص...
ادامه مطلب
به گزارش سینماپرس، فارس نوشت: پرویز صبری کارگردان سینما در شرایطی دار فانی را وداع گفت که وخامت حالش را فرزندش در گفت و گو با رسانه ها اعلام کرد و از مسئولین ارشاد و خانه سینما خواست تا به وضعیت پدرش رسیدگی کنند. فرزند صبری به فعالیت های پدر اشاره کرد و از آثار مطرح و ماندگار او در حوزه کودک و نوجوان را یادآور شد اما نه تنها مدیران سازمان سینمایی بلکه یکی از اعضای شورای سیاستگذاری کودک و نوجوان به عیادت این هنرمند پیشکسوت در عرصه هنر کودک و نوجوان نرفت. شاید به این دلیل که او در شهریار بستری شده بودو مدیران امکان حضور در اطراف تهران را نداشتند اما نکته حایز اهمیت این که چندی پیش همین مدیران و اهالی خانه سینما سختی سفر و راه را به جان خریدند و برای بازگرداندن و تشییع پیکر عباس کیارستمی به ...
ادامه مطلب
به گزارش خبرنگار سینماپرس ماشاالله شاهمرادی زاده در این رابطه گفت: قرآن کتابی است که در رابطه با تمامی اجزای زندگی بشر سخن گفته و عین زندگی است؛ پس می توان هر فیلم و سریالی را از روی آن ساخت تا مخاطب را به این ترتیب به خدا نزدیک کرد البته متاسفانه ما همواره در سینما و تلویزیون مان در این رابطه کم کاری داریم و به جای آنکه روز به روز بیشتر و بیشتر به سمت و سوی استفاده از داستان ها و آموزه های قرآنی در آثار هنری برویم از آن دوری می کنیم. وی ادامه داد: خوشبختانه من همواره در طول زندگی هنری ام هر زمان که فیلمنامه فیلم و یا سریالی را نوشتم قرآن را سرمشق نوشتن فیلمنامه ام قرار دادم و این نکته مهم در فیلم سینمایی «پنجشنبه آخر ماه» به خوبی دیده می شود همچنین در فیلمنامه سریال «روژان» که آماده ساخت...
ادامه مطلب
به گزارش سینماپرس، مازیار میری کارگردان سینما و تلویزیون فیلم «حوض نقاشی» را که جوایز متعددی از جشنوارههای داخلی و خارجی از آن خود کرد، در سال ۹۱ به تهیهکنندگی منوچهر محمدی ساخت. اما او پس از یک دوری چهار ساله از سینما به تازگی پروانه ساخت «سارا و آیدا» را دریافت کرده و پیش تولید جدیدترین فیلمش را هم اکنون آغاز کرده است. این فیلم یک کار اجتماعی محسوب میشود که تمام فیلمبراری آن در تهران انجام خواهد شد. «سارا و آیدا» فضای نزدیک به «سعادت آباد» اثر دیگر این کارگردان دارد که در زمان اکران با استقبال از طرف مخاطبان و منتقدان روبهرو شده بود. فیلمنامه «سارا و آیدا» توسط امیر عربی به نگارش در آمده است و مجری طرح این پروژه همایون اسعدیان است. «سارا و آیدا» سومین همکاری میری و عربی پس از مجموعه ...
ادامه مطلب
به افتخاردوستمarmita~وmaryam.b نظروسپاس لدفا...
ادامه مطلب
به گزارش سینماخبر،فیلم سینمایی «داستان خانواده فرشچی» به کارگردانی نادر تکمیل همایون و تهیه کنندگی مجید برزگر به زودی آماده اکران می شود. این فیلم سینمایی یک اثر مشترک میان سینمای ایران و فرانسه است و محصول شبکه «آرته» فرانسه به شمار می رود. «داستان خانواده فرشچی» بعد از توافق با یکی از شرکت های پخش سینمایی در ایران اکران می شود. بازیگران این اثر درام کمدی عبارتند از گلاب آدینه، بابک حمیدیان، محسن سلیمانی، لادن سلیمانی، بانیپال شومون، مهسا طهماسبی، محمدباقر صفانور، اشکان خیل نژاد، محمد صدیقی مهر، رها خدایاری، مجید خدایی، زهرا برومند و پوریا تهرانی. این فیلم داستان خانواده آقای فرشچی است که یک خانواده قدیمی و سنتی در تهران هستند. این خانواده از فرش فروشان به نام بازار تهران به شمار می ر...
ادامه مطلب
✘هزاران سال یخی✘ (قسمت اول) سلام ب همگی این داستان در مورد خواهر و برداری 12 ساله به نام سم و سامه که برادر سم یعنی سام به یه بیماری لا علاج مبتلاعه و داستان هم از زبون سم گفته میشه: امروز با داداشم صبح زود رفتیم بیرون داشتیم دوچرخه سواری میکردیم که دوستای منو داداشم اومدن و ما رو کشون کشون بردن پیش خودشون و با هم بازی کردیم که چشمتون روز بد نبینه داداشم یهو از هوش رفت داداشم رو سپردم به بچه ها و بدو بدو برگشتم خونه و نفس نفس زنان داد زدم: مامان...مامااان... درجواب با خون سردی کامل گفت( چه خبرته چی شده مگه؟)) گفتم: چی که نشده سام غش کرده مامانم تا اینو شنید بدو بدو با من اومد همین که سام رو دید... این داستان ادامه دارد... نویسنده: آیسان.ع (دوست بنده) ***کپی فقط با ذک...
ادامه مطلب
✘هزاران سال یخی✘ (قسمت دوم) مامانم تا که سام رو دید با عجله به صدای قلبش گوش داد و گفت زنده است مامانم منو داداشمو برد خونه و زنگ زد به مامان بزرگ که ببینه خونه هستن یا نه که بودن و منو برد و گذاشت اونجا اما خودش و داداش رفتن یه جای دیگه. منم شروع کردم به درس خوندن تا برگردن مامان دو ساعت بعد برگشت منتها بدون داداش. وقتی هم پرسیدم داداش کو؟، جوابی نداد. خب ظاهرا فعلا نمی خواست جواب منو بده. منم دیگه نپرسیدم ولی هرکاری کردم نتونستم از فکرش در بیام مامانم که اومد برگشتیم خونه و خوابیدیم تا صبح... این داستان ادامه دارد... نویسنده: آیسان.ع (دوست بنده) ***کپی فقط با ذکر اسم نویسنده*** دوستان لطفا نظراتتونو بگید ...
ادامه مطلب
الان وقتشه بچه ها.....! پدر آمد و خبر اسباب کشی را به ما داد و گفت: بالاخره گرفتمش. مادر نالید: نه.....! داستان از این قرار بود که پدرم در کارخانه لبنیات در حاشیه شهر کار می کرد و مدت ها بود از هزینه زیاد رفت و آمد به بیرون شهر می نالید. بالاخره پس از مدت ها یک خانه قدیمی در چند کیلومتري کارخانه پیدا کرد و ما مجبور شدیم به آنجا نقل مکان کنیم. دلیل اینکه می گویم مجبور شدیم این است که هیچ راضی به این کار نبودیم. حالا می فهمید چرا. ما چهار نفر بودیم. من و خواهرم و مادر و پدرم. اسم من سهراب است. دلیل اینکه من و مادرم و خواهرم راضی به این نقل مکان نبودیم این بود که آن خانه خیلی قدیمی بود و به قول مادربزرگم(خدا بیامرزدش)همه ي خانه هاي قدیمی پر از جن و ارواح خبیث بودند. ولی جرئت نداشتیم به پدر چیزي...
ادامه مطلب
یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته، یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد! خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه. یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه دوباره موتور گازیه قیییییژ ازش جلو زد! دیگه پاک قاط میزنه، پا رو تا ته میگذاره رو گاز، با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه. همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!! طرف کم میاره، راهنما میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده بزنه کنار. خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا تو خدایی! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی کل مارو خوابوندی؟! موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان می...
ادامه مطلب
:n[/IMG][/URL][/im [img]دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. [/img] دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. [/U [img][URL=http://uupload.ir/] [/img] [img]دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. [/img] [img]دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. [/img] [img]دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. [/img] [...
ادامه مطلب
چند تا سپاس داره این عشق؟! شب?عروسیه،اخره ?شبه،خیلی سرو صدا ?هست?،میگن عروس رفته تو اتاق لباساشو?عوض کنه،هر چی منتظر شدن برنگشته?درو هم قفل?کرده....... داماد سراسیمه پشت در راه میره?داره از نگرانی و ناراحتی دیونه میشه?مامان باباش پشت در داد میزنن... عزیزم؟؟دخترم؟! دروباز کن،سالمی؟!? آخرش داماد طاقت نمیاره ?با هر مصیبتی شده درو میشکنه میرن تو..... دختر ناز مامان بابا?مثه یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده..... لباس قشنگ عروسش ?با خون یکی شده.. بابای دختر میره جلو ،چیزی رو که میبینه باور نمیکنه?یه کاغذ ?تو دست دخترشه... با دستای لرزون کاغذو باز میکنه و میخونه.... (سلام عزیزم،دارم برات نامه مینویسم✍اخرین نامه? زندگیمو?آخه اینجا آخر خط زندگیمه?کاش منو تو لباس عروس ?میدیدی?...مگه ن اینکه همیشه آرزوت ه...
ادامه مطلب
فرادید|23 فوریه یکی از مهمترین عکس های تاریخ امریکا برداشته شد؛ عکسی که پیش از پایان یک نبرد افکار عمومی امریکایی ها را امیدوار به پیروزی کرد و به همین خاطر در تاریخ این کشور اهمیت یافت. به گزارش فرادید،طی 35 روز از19 فوریه تا 25 مارس سال 1945 میلادی در جریان جنگ جهانی دوم نبردی میان نیروی دریایی امریکا و ژاپن در جزیره "ایووجیما" رخ داد که مورخان جنگ جهانی از آن با عنوان پایان نبرد در اقیانوس آرام یاد می کنند. در این جنگ امریکا بیش از 6 هزار کشته داد تا موفق شد جزیره را به تصرف خود درآورد و راه را برای پیروزی نهایی متفقین بازکند. اما در صبح روز جمعه 23 فوریه یعنی چند روز پس از شروع جنگ،"جو رزنتال" عکاس امریکایی که همراه با سربازان امریکایی وارد ایووجیما شده بود وقتی متوجه شد قرار است پرچم ...
ادامه مطلب
وقتی سارا دخترک هشت سالهای بود ، شنید که پدر و مادرش درباره برادر کوچکترش صحبت میکنند. فهمید که برادرش سخت بیمار است و آنها پولی برای مداوای او ندارند. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمیتوانست هزینه جراحی پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت : فقط معجزه میتواند پسرمان را نجات دهد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سارا با ناراحتی به ات...
ادامه مطلب