رضاخان، املاك و دارايي هاي رضاخان هدایایی که در اوایل دوران رضاخان به او داده میxadشد، آزمندیش را تحریک کرد و به جمعxadآوری مال و ملک سخت راغب شد. گفتهxadاند که شاهزاده عبدالحسین میرزا فرمانفرما با تقدیم رایگان باغ بزرگی در بومهن او را به ملکداری علاقهxadمند ساخت. تلاش مصرانهxadاش برای دست یافتن بر همه زمینxadهای کشاورزی و باغات مرغ محله دربند که بعدها به نام سعدآباد آوازهxadای بیکران یافت، او را به یک زمینxadدار حریص تبدیل کرد.[1] سربازی که در ابتدای شهرت با قرض و قسط خانهxadای متعارف برای خود در مرکز شهر تهران بنا کرده بود.[2] اینک چنان زمینxadخواری شده بود که میل داشت سراسر ایران را به نام خود قباله کند. در طول مدتی کمتر از پانزده سال رضاشاه به عنوان ثروتمندترین پادشاه آسیا و مالک هزاران هکتار زمین مزروعی و مرتع شهرت یافت.[3] یکی از افسران ارتش رضاشاه که مدتی سمت بازرسی اداره کل املاک شمال را داشته میxadنویسد: سرلشکر محمود آقا انصاری مرد شرافتمند و متدینxadدارای تحصیلات علوم دینیه و از نزدیکان رضاشاه، سالها پیش و در آستانه شروع خرید املاک از طرف شاه روزی به دربار احضار شد، رضاشاه به ایشان میxadگوید: در اتاق دیگر شیخ عبدالحسین نجمxadآبادی سر دفتر اسناد رسمی مشغول تنظیم سندی است. بروید آن سند را که در حال تنظیم است، مطالعه کنید و چنانچه ایرادی دارد به نویسنده آن تذکرات لازم را بدهید. سرلشکر محمود انصاری پس از بازدید و مطالعه سند مراجعت نموده و میxadگوید: تنظیم سند در جریان و بدون عیب و نقص است؛ ولی خواستم به عرض برسانم خرید املاک مزروعی به نام شاهنشاه چه مواردی دارد، رضاشاه نسبت به سرلشکر انصاری متغیر شده میxadگوید: عجب این چه حرفی است میxadزنی؟ در این مملکت من حق داشتن مزرعهxadای نزدیک تهران را ندارم که روزهای تعطیل را در آن به استراحت بپردازم؟ سرلشکر پاسخ میxadدهد: تمام مزارع و دهات مال ذات همایونی است. از آن به بعد سرلشکر انصاری مغضوب و از دربار رانده شد. در عوض سرلشکر خدایارخان پس از خرید اولین ملک مزروعی رضاشاه را تحریک و ترغیب به ازدیاد املاک نمود.[4] سیاست رضاشاه برای اثبات تملک و ثروت سیاست رضاشاه این بود که با جلب برخی خانوادهxadها طبقه بالا و طرد برخی دیگر، در بین اعضای این طبقه شکاف و چند دستگی پدید آورد. وی با انباشت ثروت و ازدواج با یک شاهزاده قاجار که زن سومش بود، به طبقه بالا پیوست، او همچنین دختر بزرگتر خود، اشرف را به عقد یکی از اعضای خانواده قوامxadالملک و فوزیه مصری را به عقد ولیعهد درآورد. رضاشاه در این هنگام با پایان دادن به گفتگوهای اصلاحات ارضی، انتقال بار مالیات کشاورزی از دوش زمینxadداران به دوش دهقانان و تشویق زمینxadداران مناطق به ثبت زمینها به نام خودشان از طریق اداره ثبت املاک در راستای منابع به طبقه زمیندار عمل میxadکرد. او همچنین دستور داد که در آینده کدخداهای روستا را از مردم محلی بلکه زمینxadداران تعیین کنند، بدین ترتیب وی با حرکت قلم خود حامیان اصلی روستائیان را از بین برد، افزون بر اینها او با گماردن اشراف قابل اعتماد به مقامxadهای مهم در مجلس، کابینه، هیئتxadهای دیپلماتیک و کارخانهxadهای تازه تأسیس دولتی آنها را بیxadپاداش نگذاشت. مثلا در حالی که 8 درصد از نمایندگان مجلس 14/1 درصد از نمایندگان مجلس چهارم را زمینxadداران تشکیل میxadدادند، این نسبت در مجلس دوازدهم به 26 درصد رسید.[5] رضاشاه در عین جلب نظر و با خود همراه کردن برخی خانوادهxadهای اشرافی، آنها را از موقعیتxadهایشان به عنوان بزرگان محلی، جایگاهی که در سده 19 به دست آورده بودند و از ایفای نقشی طبقه حاکم کشور محروم ساخت. او با وادار ساختن برخی از آنها به فروش زمینxadهای خود به قیمتxadهای ارزان و محروم کردن برخی دیگر، نه تنها از قدرت و ثروت بلکه بیشترشان را از آزادی، شأن و مقام و حتی زندگی خلع ید کرد. احمد قوام که به توطئه علیه پادشاه متهم شده بود به اروپا گریخت، مصدق پس از گزراندن مدت کوتاهی در زندان بر سر املاک خود در نزدیکی تهران بازگشت. شیخ خزعل، سمیتقو و آخرین ایلخان قشقایی و کسانی که در منازل خود تحت نظر بودند، در شرایط مشکوکی جان باختند. بنابراین رضاخان برای قبضه کردن قدرت و بدست آوردن املاک و دارایی از هیچ کوششی دریغ نکرد.[6] املاک و داراییxadهای رضاشاه زنندهxadترین نقیصه اخلاقی رضاxadشاه میل سیری ناپذیری او به تملک زمین بود، هنگامی که رئیسxadالوزرا شد، دو خانه در تهران داشت. در 1303 مقدرای از اراضی حومه شمال شهر را خرید که بعدها کاخ تابستانی دربند شد. زمینxadهایی هم در محدوده شمال شرقی تهران خرید که وقتی پایتخت گسترش یافت، مرکز بخش شمالی شهر گردید.[7] در سال 1305 شروع به خرید مزارع اطراف تهران کرد و همچنین زمینxadهایی در منطقه کرمانشاه، همدان و در شمال در کرانه دریای خزر و جلگهxadهای مازندران به دست آورد. جای تردید نیست که مدیران و سرپرستان املاک او از نفوذ جان و منصب خود استفاده میxadکردند و در پارهxadای موارد فشار و ارعاب به کار میxadبردند تا افراد راحتی اگر هم نمیxadخواستند، بفروشند، مجبور سازند به بهای کمتر از قیمت بازار دست از ملک خود بشویند. قطعات بزرگ زمین به این دعوی مشکوک مصادره شد که جزو حریم املاک سلطنتی بودند.[8] بعضی را عقیده بر آن است که سرچشمه حرص و آز رضاشاه این واقعیت بود که منشأ سنتی و قدرت و منزلت در جامعه ایران همواره مالکیت زمین بوده است. سلاطین قاجار هم همین خلاف را و از این بدتر را مرتکب شده بودند و رژیم پهلوی این سنت ناپسند، را اختراع و ابداع نکرد.[9] هر دلیل و توجیهی هم آورده شود، این واقع را گریز نیست که رضاشاه تمایل تقریباً بیمار گونهxadای به کمک زمین داشت. او به این زمینها مسلماً نیاز نداشت به ندرت به سراغ املاکش میxadرفت و کمتر از پایتخت خارج میxadشد و این موضوعی است که سخت شهرت او را لکهxadدار کرده و سایهxadای بر شخصیت او افکنده است. هیچ راهی برای توجیه مطلب نیست، جز اینکه ریشهxadهای این حرص را در بیxadبضاعتی خانوادگی او بجوئیم.[10] رضاشاه و ضبط و تصرف اموال مردم پس از تبعید رضاشاه درباره تلاشxadهای وی در بدست آوردن ثروتxadهای عظیم سر و صدای زیادی برخاست و این موضوع یعنی فراهم آوردن آن همه ثروت با ادعای او در مورد میهن دوستی و اظهاراتش در مورد تواضع و فروتنی شاخصهxadاش مغایرت داشت. در سال 1930 حساب شخصی او در بانک ملی یکصد هزار تومان دارایی را نشان میxadداد؛ اما زمانی که کشور را ترک کرد، این مبلغ به شصت و هشت میلیون تومان رسیده بود و به علاوه وی صاحب املاک به وسعت سه میلیون کس شده بود (هر کس برابر با 4047 متر مربع است) محمدرضا شاه به نویسنده آقای دونالدویلبر گفت که پدرش شمال را خریداری کرد تا کشور را از کمونیسم حفظ کند. این گفته تلویحاً این معنی را میxadرساند که با اصلاح شرایط زندگی محلی با ایجاد اطمینان که نظم و امنیت وجود دارد و قدرت تثبیت شده است، آن منطقه همچون مانعی در مقابل کمونیسم که در میان نارضایتی و فقر رشد میxadکند، عمل خواهد کرد. به طبق نظر یک منبع دیگر خریداری املاک در مازندران و گیلان شروع و سپس به خراسان و غرب ایران کشانده شد و قرار بود در آذربایجان هم عملی گردد. چنین اقداماتی موجب ایجاد کمربندی در طول مرزهای شمالی ایران میxadشد که در مقابل دشمنان به دفاع میxadایستادند.[11] سردار سپهبد در طول سلطنتش تمام املاک در غرب شمال را به زور سر نیزه به نام خود کرد. پس از سقوط او مدتها روزنامهxadها و مجلات کشور پر بود از نمونهxadهایی از غصب اموال مردم توسط رضاخان البته گاهی پول مختصری هم به عنوان بهای آن میxadداد که املاک را به منطقهxadهای مختلف تقسیم کرد و در هر منطقه یک افسر گمارد و کل املاک او را سرلشکر کریم آقاخان بوذر جمهری اداره میxadکرد. در سال 1319 یک سال قبل از رفتن رضاخان از ایران صورتحساب عایدی خالص سالیانه املاک پهلوی 62 میلیون تومان بود که همه اینها را به محمدرضا منتقل کرد و سایر اولادان وی بیxadنصیب ماندند. بعدها همه آنها به رضاشاه شکایت کردند و او نیز محمدرضا نوشت که کاخxadهای فرزندان را به آنها انتقال دهد و علاوه بر آن به هر کدام یک میلیون تومان بپردازد که سریعاً انجام شد.[12] رویه رضاشاه این بود که هر ملکی را که به اصطلاح میxadخرید، یعنی چند تومانی اسماً میxadپرداخت تا صورت ظاهر قانونی داشته باشد و املاکی را که متصرف میxadشد، اداره ثبت اسناد موظف بود سند مالکیت آن ملک یا املاک را فوراً در جلد محمل صادر و تهیه کند و به نماینده او تحویل دهد. سپس رضاشاه پس از بازدید ملک میxadگفت: « ملک من نباید آماده باشد و مثلا راه داشته باشد.» فوراً وزارت راه مکلف بود، مجاناً راه بسازد. وزارت کشاورزی تراکتورها و ماشینxadهای کشاورزی را مجاناً به کار اندازد، پست و تلگراف دایر شود و در نتیجه همه و همه به خرج دولت پایان یابد. موقع خرید محصول برنج و گندم و غیره نیز دولت آن را دولا پنها بخرد؛ زیرا محصول ملک شاه (شاه محصول) است و ناچار باید به قیمت زیادتر از معمول خریداری شود.[13] رضاخان و تشویق فرماندهان نظامی به چپاول اموال مردم رضاخان همه فرماندهان نظامی خود را متحول کرد، بدون آنکه یک ریال از جیب خود بدهند، دستشان را در چپاول اموال مردم بازگذارند و به آنها میxadگفت: « املاکی برای خود تهیه کنید.» آنها هم املاک زیادی بیشتر در اطراف تهران برای خود تهیه کردند و این اموال برای آنها تقریباً مجانی تمام میxadشد.[14] وی دارای جواهرات هنگفتی بود و زمانی که مملکت با کسری بودجه مواجه شد او با در اختیار گذاردن این جواهرات توانست مشکلات ممکلت را مرتفع کند.[15] قانون جدید ثبت املاک از زمان رضاشاه مالکیت املاک بر اساس قانون جدید ثبت املاک در دفاتر ثبت میxadشد و قباله داشت. وقتی شاه کشور را ترک کرد، مالک حدود 10 درصد زمینxadهای کشاورزی بود؛ اما چون این املاک از مرغوبxadترین زمینxadها بودند، ارزش و درآمد سالانه آنها بسیار بیشتر از ده درصد مجموع اراضی کشاورزی کشور بود.[16] مهاجر...
ما را در سایت مهاجر دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: یعقوب
بازدید: 182
تاريخ: يکشنبه
20 دی
1394 ساعت: 20:05