فلشخور در تاریخ زمان

خرید بک لینک

امکانات وب

Ùx83د Ùx85اÙx88س

-->-->-->



-->-->--> -->-->-->
براÛx8c Ùx86Ùx85اÛx8cØ´ تصاÙx88Ûx8cر گاÙx84رÛx8c Ùx83Ùx84Ûx8cÙx83 Ùx83Ùx86Ûx8cد


درÛx8cاÙx81ت Ùx83د گاÙx84رÛx8c عÙx83س در Ùx88ب

خب قبل شروع داستان یه توضیح کوچیک میدم
چند روز قبل یه تاپیکی دیدم که در مورد افراد فلشخور داستان نوشته بود و قرار بود ادامه داشته باشه ولی نشد
به نظر من ایده خوبی بود پس من میخوام این کارو انجام بدم و ادامه بدمش
از کسایی که توی داستان خواهند بود میخوام از بعضی از شوخی هایی که وجود داره ناراحت نشن
قسمت اول یه توضیح کوچیک در مورد فضای داستانه
----------------------------
در قرون اخری کشوری وجود داشت به نام فلشخور که در آن پادشاهی مقتدر حکمرانی میکرد
این پادشاه صابر کبیر بود که موسس سلسله علافیان بود
این پادشاه با دو قبیله سپم سازان و کل کل خواهان دشمنی دیرینه داشت .این لرد کبیر پس از سر و سامان یافتن کشورش رزم جامه در آورد و لباس حکومت پوشید و صبح تا شب در حیاط قصر مشغول قدم زدن بود و عوام کشور فکر میکردند این پادشاه زمانش را به بیکاری میگذراند اما در این هنگام کار های مهم تری هم انجام میشد از جمله پاسخ دادن به نامه ها و رسیدگی به امور امنیتی بود .البته این پادشاه تا وقتی نامه کسی رو میخوند پدرشو در می آورد چه برسه به جواب دادن !!!
خب پس از پادشاه میرسیم به حاکمان ولایات و ایالات که برای حاکم محلی شدن از صبح تاشب بیگاری کشیده بودند اما جالب این بود که از هرکدامشان بپرسی حکومت چگونه است میگویند چیزی جز خرکاری نیست!!!
پس از حاکمان مقام داروغه وجود داشت که برای این انتخاب شده بودند که پس از بازنشسته شدن حاکمان جایگزین بشوند
از ویژگی های این داروغه ها می توان به مغرور بودن و پارتی کلفت بودنشان اشاره کرد چون اگر بخواهی از آنها انتقاد کنی همان اول به خبر دادن به پادشاه تهدیدت می کنند. مهاجر...

ما را در سایت مهاجر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: یعقوب بازدید: 103 تاريخ: چهارشنبه 23 دی 1394 ساعت: 18:31

صفحه بندی