خرید بک لینک

درباره سایت

مهاجر

امکانات وب

Ùx83د Ùx85اÙx88س

-->-->-->



-->-->--> -->-->-->
براÛx8c Ùx86Ùx85اÛx8cØ´ تصاÙx88Ûx8cر گاÙx84رÛx8c Ùx83Ùx84Ûx8cÙx83 Ùx83Ùx86Ûx8cد


درÛx8cاÙx81ت Ùx83د گاÙx84رÛx8c عÙx83س در Ùx88ب

پا گذاشت روی خاک

زمینو شکافت

قد کشید هوا رو بلعید

بعد چرخید دور حودش اما به جای اول رسید

شکوه اون چیزی نبود بجز چنتا

دستور آماده ازقبل همینقدره دنیاش

یه توربینه تنها منتظر عابر .. ((":

بیمصرف تا وقتی بیاد یه باد مسافر

من اون باد مسافر

خبر دارم کلی خبر

یه چیزایی تو کله یه من هست که باید برسونمشون به

کلی گوش بیخبر

از سر راهم برو کنار

از سر راهم برو کنار میشکونمت حتی اگه چوبته از جنس چنار

باد کار تو تولید برقهـ

تا من اینجاعم خبر یه حرفهـ

الان تورو میبلعمت

واسه تولید نور خوب بزن جرقه

توی شهری که تاریکی خون کرد ..

اینو گفتو بادو زندون کرد

احمق تولید روشنایی وهمه

احمق سرتو بیرن بیار از وهمت

من قراره باشم اون برقه

اره ها که فقط میزنن جرقه

رو تن درخت

آزادم کن آزادم کن آزادم کن

احمق من بیگناهمـ

من حامل یه بارمـ

احمق تونیستی مقصد من بعد از

تو کلی کار دارمـ ..

نزن نچرخ

برچسب: نویسنده: یعقوب تاريخ: پنجشنبه 27 اسفند 1394 ساعت: 17:18

صفحه بندی