خرید بک لینک

درباره سایت

مهاجر

امکانات وب

Ùx83د Ùx85اÙx88س

-->-->-->



-->-->--> -->-->-->
براÛx8c Ùx86Ùx85اÛx8cØ´ تصاÙx88Ûx8cر گاÙx84رÛx8c Ùx83Ùx84Ûx8cÙx83 Ùx83Ùx86Ûx8cد


درÛx8cاÙx81ت Ùx83د گاÙx84رÛx8c عÙx83س در Ùx88ب

♫♫♫

یه گوشه از جاده بیروني شهر

صدایِ گریه هایِ یه دختر پُر از ترس

شبیهِ زوزه هایِ باد معلق

پُر از رفتن ، فرارِ از مرگ

بریم عقب تر

صدایِ زوزه هایِ همزمان و چَک مَس

رویِ سنگ فرش ، آهنگِ فرارِ دختر پُر از ترس

بریم عقب تر

شهر ، پُر از بویِ گوشتِ تنِ بچّست

بریم عقب تر ، بریم عقب تر

یه صَف بی خندست از پدر مادر ،بچه زیرِ بغل

بریم عقب تر

دست ها با لرز رو دهن نوزاد

ترسِ بلندیِ صدا خفای تنفس

کوچه ها یِ تاریک ، پاسِبونا با خشم

به دنبالِ نوزاد ، با سگ های تجسُس

بریم عقب تر ، بریم عقب تر

جفت ها رو تخت مبارزه میکردند

گرد و خاکِ رزمو ، این تکرارِ نظمو

آویزون به گردن معاشقه میکردن

بریم عقب تر

بلندگوهای شهر ، تنها دلیلِ بالا اوردنِ سر

اون شب دستورِ تولید میداد به ماده و نر

خشک کرد آدما رو ، با اکوئِ بیشتر

بریم عقب تر ، بریم عقب تر

اونجا که میغلتن تَن ها رو خاک

از خارش بی ناخن

اونجا که کوره گِره ، اما شکسته دندون

بریم عقب تر

سر سفره رو سِپَر نیست غذا زن و مرد گرسنه ــَن

نیست غذا ، بریم عقب تر

شد شامِ یک شب کُلِ انبارِ یک شهر

بریم عقب تر

نونوا از توو تنور کمتر ، دَر میاره خنجر

بریم عقب تر

دیگه خوب نمیسوزه آتیشِ تنور

یعنی آدمایِ بدبخت دیگه گوشتی ندارن که بسوزن

نونوایی توو فکرِ آتیشِ جدیدتر

بریم عقب تر

اونجا که کشاورز ، کاشت با لبخند

تیغ به جایِ گندمـ

♫♫♫♫♫♫♫♫♫

برچسب: نویسنده: یعقوب تاريخ: پنجشنبه 27 اسفند 1394 ساعت: 17:18

صفحه بندی