خرید بک لینک

درباره سایت

مهاجر

امکانات وب

Ùx83د Ùx85اÙx88س

-->-->-->



-->-->--> -->-->-->
براÛx8c Ùx86Ùx85اÛx8cØ´ تصاÙx88Ûx8cر گاÙx84رÛx8c Ùx83Ùx84Ûx8cÙx83 Ùx83Ùx86Ûx8cد


درÛx8cاÙx81ت Ùx83د گاÙx84رÛx8c عÙx83س در Ùx88ب

امروز مثل روز قبل بعد کار

ناخواسته زدم تو بندر فرار

غروب تو بغض مثل بچگیام

وفتی نگار میرسید به آخر قطار

کشتی ها اومدنو رفتن ولی کشتیه من نمیندازه لنگر

تو کدوم اقیانوس پنهونه

میونه کدوم آبها زندونه

دوباره رفتم دوباره رو

انداختم زیر اندازه پاره رو

بلندیه بوقه آخرین کشتی

بیدار کرد تو آسمون اولین ستاره رو

روشن شد آسمونه لاغر

یکم معنی داد این انتظاره یاور رو

ریشه اعتصاب آب کرده بود شاید

که فراموش کرده بود انتظاره ساقه رو

تونیشتی آبم گلیه

تمومه آفتابم گلیه

بیداری این روزا خواب تلخیه

نیستی تمام خوابم گلیه

کودکیه نابم گلی

دستای سابیده به تابم گلی

نفسمو راحت میدزدن اما

نیستی صدای هاپ هاپم گلیه

اقیانوسم مرد کشتی کجایی

بندرم بازار فروش کلک شد

رخ نشون بده د لعنتی چوبت

ترکه یه شک شد

باورم فلک شد

اگه نیای امشب وسط دریام

با اینکه سرده میلرزه دستام

اقیانوسم مرد کشتی کجایی

آهای عابر منم پامه

زنجیر ای ساحل رو به روم آبه

پشت سرم خاکه

گیرم وسط ترسم اینه میمیرم وسط

وقتی میای دل من دل شهر دل بندر

میگیرن واست

عمری اسیرم لعنت به دریا

کشتی ندارم لعنت به سرما

این روزا شلوغه اما بی قروغ

شاید که خود کشتی هم دروغه

منو تو باید یاد بگیریم

شنا هرچند که این دریای کوچیک بزرگه

بیا کشتیه هم باشیم عابر

بیا باهم بشیم مسافر

دستای من حاضرین پارو بشین

چشم من میشی ناخدای من

آهای شینه سکان من میشی؟

راه زیادی مونده تا خدای من

اگه نیای امشب وسط دریام

تموم راهومیرم با دستام

بیا کشتیه هم باشیم عابر

بیا باهم بشیم مسافر

اقیانوسم مرد کشتی کجایی

بندرم بازار فروش کلک شد

رخ نشون بده د لعنتی چوبت

ترکه یه شک شد

باورم فلک شد

اگه نیای امشب وسط دریام

با اینکه سرده میلرزه دستام

اقیانوسم مرد کشتی کجایی

برچسب: نویسنده: یعقوب تاريخ: پنجشنبه 27 اسفند 1394 ساعت: 17:18

صفحه بندی