خرید بک لینک

درباره سایت

مهاجر

امکانات وب

Ùx83د Ùx85اÙx88س

-->-->-->



-->-->--> -->-->-->
براÛx8c Ùx86Ùx85اÛx8cØ´ تصاÙx88Ûx8cر گاÙx84رÛx8c Ùx83Ùx84Ûx8cÙx83 Ùx83Ùx86Ûx8cد


درÛx8cاÙx81ت Ùx83د گاÙx84رÛx8c عÙx83س در Ùx88ب

ندیدم شهی در دل آرایی تو،

به قربان اخلاق مولائی تو؛

تو خورشیدی و ذره پرور ترینی، فدای سجایای زهرایی تو
نداری به کویت زمن بینوا تر،

ندیدم کریمی به طاهایی تو،

نداری گدایی به رسوایی من،

ندیدم نگاری به زیبایی تو،
نداری مریضی به بدحالی من،

ندیدم دمی چون مسیحایی تو؛

نداری غلامی به تنهایی من،

ندیدم غریبی به تنهایی تو
نداری اسیری به شیدایی من،

ندیدم کسی را به آقایی تو.

امید غریبانِ تنها کجایی؟

چراغ سرِ قبر زهرا کجایی؟

تجلی طاها، گل اشک مولا،

دل آشفته داغ آن کوچه غم،

گرفتار گودال خونین،

دل افکار غم های زینب،

سیه پوش قاسم،

عزادار اکبر گل باغ لیلا،

پریشان دست علم گیر سقا،

نفس های سجاد، نواهای باقر،

دعاهای صادق، کس بی کسی های شب های کاظم،

حبیب رضا و انیس غریب جوادالائمه،

تمنای هادی،

عزیز دل عسکری،

پس نگارا بفرما کجایی ... کجایی؟

دلم جز هوایت هوایی ندارد، لبم غیر نامت نوایی ندارد؛

وضو و اذان و نماز و قنوتم، بدون ولایت بهایی ندارد؛
دلی که نشد خانه یاس نرگس، خراب است و ویران، صفایی ندارد؛

بیا تا جوانم بده رخ نشانم، که این زندگانی وفایی ندارد.

برچسب: نویسنده: یعقوب تاريخ: چهارشنبه 8 ارديبهشت 1395 ساعت: 13:19

صفحه بندی