یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ إِرْجِعِی إِلَی رَبِّکِ رَاضِیةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی؛ تو ای روح آرامxadیافته! به سوی پروردگارت بازگرد. در حالیxadکه هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است، پس در سلک بندگانم درآی و در بهشتم وارد شو! (فجر: 27 ـ 30)
روایت: ابوبصیر از امام صادق(ع) درباره این آیه روایت میxadکند که حضرت فرمود: مقصود از نفس مطمئنه حسین بن علی(ع) است.[81] از اینxadرو مشهور است که سوره فجر را سوره امام حسین(ع) میxadخوانند.
شرح
سوره فجر سورهxadای است که در آن به سه دسته از انسانxadها اشاره شده است. یک دسته مانند فرعون و عاد و ثمود که طغیانxadگران و خواص اهل باطل هستند. دسته دوم عوام مردم که مشغول دنیا و مال دنیا هستند و فقیر و غنی هر یک توسط دیگری مورد امتحان قرار میxadگیرند. دسته سوم که همان نفوس مطمئنه و کسانی هستند که در ایمان ثابتxadقدم و از جمله خواص حقند. بهxadیقین یکی از بزرگxadترین نمونهxadهای نفس مطمئنه اهل بیت پیامبر(ص) و بهxadخصوص امام حسین(ع) است و در صحنه بزرگ کربلا، هم خواص باطل حضور داشتند که با آگاهی کامل وارد این میدان شده بودند و هم خواص حق که امام حسین و یاران ایشان بودند و هم عوام مردم که بیشتر آنها دنبال دنیا و هواهای نفسانی خود بودند و پیرو خواص باطل شدند و تعداد کمی از آنها در روز عاشورا و پس از سخنان امام حسین(ع) و دیدن صحنهxadهای ظالمانه علیه آل رسول(ص) به جبهه حسینیان پیوستند. همه آنها و در رأسشان امام حسین(ع) نفسی مطمئنه بود که لحظه لحظه زندگیxadاش و مرگش آرامش و اطمینان بود و هیچ ترس و غمی نداشتند و به رستگاری ابدی رسیدند و وارد بهشت خدا شدند.
پیامxadها
1. راهی که تمامی انسانxadها در پیش دارند، خداست، اما نفس مطمئنه به سوی خدا بازمیxadگردد، در حالیxadکه او از خدا راضی است و خدا از او.
یک جرعه آفتاب
احادیثی از امام حسین(ع)
به کوشش: فاطمه کمالیxadمهد
1. مدارا کلید مشکلات
«مَن أحجَمَ عَنِxadالسَّوأی وعَیَیَت بِهِ الحَِیلُ کانَ الرِّفقُ مِفتاحَهُ؛ هر که از تدبیر بازماند و از چارهxadها ناتوان گردد، مدارا کلید (گرهxadگشای مشکلات) اوست».[82]
2. آثار صله رحم
«مَن سَرَّهُ أَن ینسَأَ فی اَجَلِهِ و نُرادُ فی رِزقِهِ فَلیَصِل رَحِمَهُ؛ هر که دوست دارد اجل او تأخیر افتد (و عمری دراز یابد) و روزی اش فزونی گیرد، باید صله ارحام انجام دهد». [83]
3. شکر
«شُکرُکَ لنِعمَةٍ سالِفَهٍ یقتَضی نعمةً آنِفَةًً؛ شکرگزاری تو برای نعمت پیشین، نعمت تازه را سبب می شود». [84]
4. یاری در جوانمردی
«مَن قَبِلَ عطاءَکَ، فَقَد اَعانَکَ عَلی الکَرَمِ؛ آن کس که بخشش تو را پذیرد، تو را در جوانمردی کمک کرده است».[85]
5. پاداش سلام
«للسَّلامِ سَبعُونَ حَسَنةً، تِسعٌ و سِتُّونَ لِلمُبتَدی و واحدهٌ لِلرّادٍ؛ سلام هفتاد حسنه دارد، شصت و نه حسنه آن، از آنِ سلامxadکننده و یکی از آنِ جوابxadگو است». [86]
6. بهره زندگی
6. خمسٌ مَن لَمxadتَکُن فیه لمxadیکُن فیه کثیرُ مستمعٍ: اَلعَقلُ، والدّینُ والأدَبُ والحَیاءُ و حُسنُxadالخُلق؛ هر کس این پنج چیز را نداشته باشد (از زندگی خود) بهره چندانی نمیxadبرد: عقل، دین، ادب، شرم و خوشxadخلقی».[87]
"
رسول خدا (ص)، حسن و حسین(علیهما السلام) را میxadبوسید و میxadفرمود:
«کسی که حسن و حسین(علیهما السلام) و ذرّیه این دو را دوست بدارد و ایشان را خالصانه بخواهد، آتش دوزخ هرگز صورتش را نسوزاند، اگرچه گناهانش آنها به مقدار ریگxadهای بیابان باشد، مگر آنxadکه گناهانش او را از ایمان خارج کرده باشد».[88]
حضرت محمد مصطفی(ص) میxadفرمود:
«کسی که مرا دوست دارد، باید این دو کودک (امام حسن و امام حسین(علیهما السلام)، را هم دوست بدارد؛ چه آنکه خداوند مرا به دوست داشتن این دو امر فرموده است». [89]
پیامبر اکرم، (ص):
«کسی که میxadخواهد به ریسمان محکم خدا که حضرتش در قرآن از آن یاد کرده، چنگ بزند، باید علیxadبن بیxadطالب و حسن و حسین(علیهما السلام) را دوست بدارد؛ چه آنکه خداوند، از فوق عرش، آنها را دوست دارد».[90]
اشاره
پلک اول
فاطمه کمالیxadمهد
سید جوانان اهل بهشت، ریحانه باغ رسالت، یکی از دو گوشواره عرش خدا، خاص آلxadعبا، سرور آزادگان جهان، حضرت امام حسین(ع)، در سوم شعبان سال چهارم هجری، در مدینةxadالنبی، چشم به جهان گشود. کنیه حضرت، ابوعبدالله و القاب شریف حضرت، «سید شباب اهلxadالجنه»، «سبطxadالنبی» و «سیدالشهدا» است. نام حسین(ع) که یادآور قیام سرخ اوست، همیشه زینتxadبخش تاریخ است، قیامی که آموزشگاه ایثار و فداکاری است. پیامبر گرامی اسلام درباره ایشان، کلام دل نشین و گیرایی دارد، ایشان فرمودند: «حسین را در دلxadهای مؤمنان، محبتی ژرف و پنهان است. او دری از درهای بهشت است. سوگند به آن که جانم به دست اوست، حسین در آسمانxadها، بیش از روی زمین به عظمت یاد میxadشود و او زیور آسمان و زمین است».[91]
حسین(ع) در تلألؤ سوره فجر
«والفجر ولیالٍ عشر والشَّفعِ والوَترِ واللیلِ اذا یسر؛ سوگند به بامداد و شبxadهای دهگانه و به جفت و تک و به شب هنگامی که برود».
حسین(ع)، فجر است به نور هدایتش، و شبxadهای مصیبتش، لیالی عشر. با برادرش شفع است و وقتی تنها گردید، وتر. ولکن وتر موتور. و نفس مطمئنه، روح آن جناب است.
گفتار مجری
تواضع
امام حسین(ع)، بر جمعی از مساکین که عبایی روی زمین گسترده بودند و نان خشکی را با هم میxadخوردند، گذر کرد. آنها حضرت را به خوردن نان خشک دعوت کردند. امام حسین(ع) از اسب پیاده شد و فرمود: «اِنَّه لایُحِبُّ المستکبرین؛ خدا متکبران را دوست ندارد». (نحل: 23)
نزد فقرا نشست و با آنها نان خورد. سپس فرمود: من دعوت شما را پذیرفتم، شما هم دعوت مرا اجابت کنید و به منزل من بیایید. آنها پذیرفتند.حضرت از آنها پذیرایی کرد، به هر یک از آنها لباسی پوشانید و آنها را مورد تفقد قرار داد و فرمود: اینها از من سخیxadتر هستند؛ زیرا آنچه را در توان داشتند در طبق اخلاص نهادند، ولی من بخشی از موجودی خود را به آنها تقدیم کردم».[92]
برآوردن نیاز
امام حسین(ع) در مجلس معاویه بود. یک نفر اعرابی در محضر آن حضرت از معاویه درخواست حاجت کرد. معاویه سرگرم صحبت با امام حسین(ع) بود و به او اعتنایی نکرد. اعرابی گفت: «ای فرزند پیامبر (ص) تو را قسم میxadدهم درباره حاجت من با معاویه صحبت کنی. امام چنین کرد.» معاویه حاجتش را برآورد. اعرابی گفت: «نزد عَبشَمی (مخفف عبدالشمس: پدر امیه و نیای بزرگ معاویه) آمدم چیزی به من نداد، تا پسر پیغمبر(ص) او را وادار کرد. او پسر مصطفی(ص) است. دارای جود و کرم، و خود از بطن بتول پاک است و حقا که برای هاشم فضیلتی است بر ما، آن چنانxadکه فصل بهار بر سایر فصول فضیلت دارد».
معاویه گفت: «ای اعرابی! من به تو بخشش کردم تو او را مدح میxadکنی؟» اعرابی گفت: «ای معاویه! از حق او به من دادی و به گفته او حاجتم را روا ساختی».[93]
نیایش امام حسین(ع)، در قنوت.
بارالها! آغاز همه از توست و مشیت (نافذه در همه قلمرو آفرینش) از آن تو. و همه جنبشxadها و توانمندیxadها برای توست و تویی آن ذات کامل یگانهxadای که هیچ معبود به حقی جز تو نیست.
دلxadهای اولیایت را اقامتxadگاه مشیت خود و کمینxadگاه اراده خویش ساختهxadای و اندیشهxadهای آنان را پایگاهxadهای اوامر و نواهی خود، قرار دادهxadای. پس هرگاه خواستهxadهای خود را بخواهی (اجرا کنی)، از باطن آنان آن نهفتهxadها (بصیرت و همت) را که پوشیده داشتهxadای به جنبش آوری و از اراده خود آنچه را که در پیمانxadهای (فطری) به آنان آموختهxadای بر زبانشان، آشکار نمایی و من به سبب تعلیم تو میxadدانم آن (اسراری را) که در برابر ارائه آن به من و پناهنده ساختن من به آن، تنها تو (پسندیده و) مورد سپاسم هستی.
"
بارالها! با این همه باز به تو پناه میxadبرم و دست به دامن حول و قوه تو میxadشوم. به آن داوری که در علم خود آن را به سوی من راندهxadای خشنودم. به همانxadگونه که مرا به جریان انداختهxadای در جریانم. آنچه را تو از من منظور داشتهxadای قصد میxadکنم. در آنچه تو را از من خشنود سازد، بخل نمیxadورزم؛ زیرا آن را تو خوشایندم ساختهxadای. و تلاش خود را از آنچه مرا به آن فراخواندهxadای دریغ نمیxadدارم.
به آن اهداف بلندی که به من شناساندهxadای شتاب میxadگیرم... مرا از حوزه عنایت خود بیرون میفکن و از هول (و توان بخشی) خود، پس مینداز و از آن مقصدی که با آن به خواسته تو میxadرسم خارج مساز و راه کمال را بصیرت قرار ده...
"
خدایا! اولیای خود را به سبب من، در فتنه (و سختی) میفکن و به رحمت خود، آنان را در سایه نعمت (معرفت و عبودیت) خود شیدای رحمت خاص خویش ساز. شیدای گزیده و شیدای رهیده که طریق مرا پیمایند و راه راست مرا پی گیرند و مرا به شایستگان از اجداد و خویشان خود ملحق ساز.[94]
چراغ راه
«در قضایای امامت، مطلبی وجود دارد که نکتهxadای معرفتی است. شما شنیدهxadاید که در همه جا در روایات، وقتی در باب زیارت، صحبت میxadشود، میxadگویند «عارفاً بِحَقِّه» این عارفاً بِحَقِّه معنای وسیعی دارد که من در سه جمله آن را میxadگویم:
عارفاً بِحَقِّه یعنی آدمی بداند که امام معصوم به وسیله پیامبر، برگزیده خداست.
عارفاً بِحَقِّه تمام مسائل اسلام که وحی الهی است در نزد امام است.
ولی امام حسین(ع) علاوه بر همه اینها، چون قضیه کربلا و عاشورایش بسیار مهم است، این عارفاً بِحَقِّه باید در قضیه عاشورا شناخته شود».[95]
«اسلام را تا حالایی که شما میxadبینید، سیدالشهدا(ع) نگه داشته است».[96]
«هر کس زنده بودن را فقط در یک لش (پیکر) متحرک نمیxadبیند، زنده بودن و شاهد بودن حسین(ع) را با همه وجودش میxadبیند، حس میxadکند و مرگ کسانی را که به ذلّتxadها تن دادهxadاند تا زنده بمانند، میxadبیند».[97]
«من زندگی امام حسین(ع) آن شهید اسلام را به دقت خوانده و توجه کافی به صفحات تاریخ کربلا نمودهxadام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد کشوری پیروز گردد بایستی از امام حسین(ع) سرمشق بگیرد و از او پیروی کند». [98]
«اگر نبود خون حسین، خورشید سرد میxadشد و دیگر در آفاق جاودانه شب، نشانی از نور باقی نمی ماند... حسین، چشمه خورشید است».[99]
"
«ابراهیم(ع)، خود را در اسماعیل یافته بود و محمد(ص) در حسین(ع)».[100]
زلال قلم
با پرنده بالانشین روحت
رزیتا نعمتی
یا حسین! جویباران، قسمتی از کوه بودهxadاند که خبر آمدنت را شنیدهxadاند و سراسیمه راه افتاده اند تا به دریای تو برسند. حرام است آتش بر دو چشمی که محبت تو را با اشک بر دامان نیازش جاری می کند. وقتی کودکیxadات بر شانهxadهای پیمبر گذشت، دانستم که عقابِ بالانشینِ روحت از کودکی، طعم اوج را چشیده است. چه مردانه برای اقامه غرور، بر گلدستهxadهای ایستادگی، قد برافراشتی، ای از تبار مقدسxadترین واژهxadها، یا حسین!
امروز، با حسن تدریس دروس نور میxadکند؛ آنxadگاه که نکتهxadسنجی چشمانش، وضوی مرد همسایه را نکتهxadگیری میxadکند.
ادب، زیبنده خندهxadهای بارانی نوجوانی اوست و فردا، هفتاد و دو نکته را به اهل زمانه تذکر میxadدهد؛ که قلم سرخ شهامتش را از علی به میراث برده است. او کسی است که فرشتگان در رکاب او ایستادهxadاند تاخاک قدومش را مُهر سجود کنند و غبار عبورش را شفای اهل آسمان.
بوسه بر قنداقه عشق
ای هوای عشق، ای حسین! از بلندترین قلّهxadهای شعبان میxadوزی و در دشت محرم، به خیمه لحظه هایمان وارد می شوی تا دانه دانه با اشک شوق، در جهانی به وسعت کربلا، شقایق سرخ تو را برویانیم.
ای هوای عشق! هزار بوسه باد بر قنداقهxadای که حنجرهxadات را پروراند تا هنگام پرواز، زیباترین غزل را بسرایی. میلاد تو، آغاز پرنده شدن دلxadهای هوایی ماست در آسمان تو، یا حسین!
در مدار یاد حسین
هر شب، دلxadهایمان در حوالی تو اردو میxadزند. دیگر تفریح تسبیحمان گردش به دورِ مدار یاد توست. نامت مدام در سینه ما تاب میxadخورد و از شوق، «حسین حسین» میxadکند. در بازار آشفته جهان، تنها سکه عشق توست که پس از این همه خطا، به خلایق جرئت مردن میxadدهد، که امید شفاعت تو برای دستان بیxadچیزمان کم سرمایهxadای نیست؛ یا اباعبدالله.
شعر
ابر عنایت
رزیتا نعمتی
آمدم از تو کمی بهار بگیرم
عشق تو را در دلم به کار بگیرم
فکر سفر میxadکند لباس امیدم
تا بروم کربلا غبار بگیرم
همرهیxadام کن که تاکنون نرسیدم
حاجت از آن ماه بیxadمزار بگیرم
مِهر علی را شنیدم آمدهxadام تا
از پسرش خندهxadای انار بگیرم
ابر عنایت! چه میxadشود که به زیر
سایه چتر شما قرار بگیرم؟
ای که نشستی به شانهxadهای محمّد
گوشه چشمی کن اعتبار بگیرم
یاد تو
رزیتا نعمتی
به سرم یاد تو افتاد و دلم ریخت به هم
همه، تکرار تو کردم، همهxadام ریخت به هم
من و یاد تو به همxadصحبتی هم مشغول
خانه را همهمه صحبت هم ریخت به هم
به عطشناکxadترین حالت صحبت با تو
آن قَدَر گفتم و گفتم که حَرَم ریخت به هم
تو که هستی که به هر شکل تجسّم کردم
دست بردم که به اندیشه رِسَم؛ ریخت به هم
ز غمت هر چه نوشتیم مرکّب پس داد
جوهر و آه من و اشک قلم ریخت به هم
چو ردیفی تو که در مصرع پایان غزل
آمدی، شعر من و شاعریxadام ریخت به هم
کوتاه و گویا (1)
برای زیرنویس شدن
رزیتا نعمتی
میلاد خط سرخ عشق، سومین پرچمxadدار قله امامت و دیانت، آقا اباعبداللهxadالحسین مبارک باد!
"
حسین جان! ای ابر شعلهxadورِ هستی، میلادت بارش رحمتی است بر کویر خشکیده دلxadهای ما.
"
یا اباعبدالله الحسین، میلاد تو، آفرینشِ عزیزترین عنصر خلقت است که از روز ازل بوده و تا روز ابد هست.
"
حسین(ع)؛ تکیهxadگاه اعتماد و دست گرهxadگشای خداوند است و تنها آنان که به درهای بسته رسیدهxadاند، عظمت توسل به او را درمیxadیابند.
"
حسین(ع)، یعنی تشنهxadترین دریایی که ارادت دلxadهای زخمی را به ساحل عافیت میxadرساند.
"
شکفتن جوانه حسین(ع) در بوستان ایمان مبارک باد!
"
یا حسین! عاشقانت میxadدانند که تنها با شور حسینی است که میxadتوان شیرینی ایمان را چشید.
"
یا حسین! میxadآیی و در دیدار آفتابی تو، خلایق قد میxadکشند؛ اما بلندی مقام تو فراتر از پندار ماست.
"
میلاد تو، آغاز صبحی است که در آن، آفتاب به اشتیاق تماشایت پلک میxadگشاید تا اولین زائر هر روز تو باشد.
حسین(ع)؛ روح شعلهxadوری است که مفهومش بر کاغذ نمیxadآید. تنها باید «آیینه» شوی تا او را به تصویر کشی.
میلاد حسین(ع)، آهنگ بلوغ ملکوت است برای آوازهای جشن اهل آسمان.
امام حسین(ع) میxadفرمایند: «شکرگزاری تو بر نعمت پیشین، نعمت تازه را سبب میxadشود».[101]
امام حسین(ع) میxadفرماید: «کاری مکن که از آن پوزش بخواهی، زیرا مؤمن نه بد میxadکند و نه عذری میxadطلبد و منافق هر روز بد میxadکند و عذر میxadخواهد».[102]
امام حسین(ع) میxadفرمایند: «کسی که از راه نافرمانی خدا درصدد چیزی برآید، آنچه را امید دارد زودتر از دست میxadدهد و آنچه را بیم دارد زودتر سر میxadرسد».[103]
کوتاه و گویا(2)
مناجات (سیدمهدی شجاعی)
به کوشش: فاطمه کمالیxadمهد
ای خدای حسین! ائمه معصوم، ابواب رحمتند و کشتی نجات. ما را از بازترین باب و سریعxadترین کشتی نجات، محروم مساز.
"
ای خدای اباعبدالله! «یالیتنا کُنّا مَعَک» ما را آکنده از صداقت و اخلاص کن. "
"
ای خدای حسین! آستان حسین تو، بر پابرهنگان و گمنامان و از قلمxadافتادگان و مُهر باطلxad خوردگان، گشادهxadتر است. ما را از این آستان کرامت محروم مکن.
"
ای خدای کربلا! ما را روز به روز با این حقیقت کربلایی که «مقرّبانت را جام بلا بیشتر میxadدهی» آشناتر کن.
آوردهxadاند که...
در آغوش پیامبر
روزی شخص عربی، بچهxadآهویی برای پیامبر آورد و عرض کرد: این را صید کردم و برای فرزندان شما، حسن و حسین(ع) هدیه آوردم. حضرت قبول کرد و برایش دعای خیر نمود.
حضرت بچه آهو را به امام حسن(ع) که در کنار ایشان بود عطا کرد.
چند ساعت بعد، امام حسین(ع) آمد. دید برادرش بچه آهویی دارد و با او بازی میxadکند. عرض کرد: پدربزرگ! به برادرم بچه آهو دادی و به من ندادی!
پیامبر، او را تسلّی میxadداد، تا اینکه نزدیک بود، امام حسین(ع)، به گریه بیفتد. ناگاه صدایی از در مسجد آمد.
مردم دیدند آهویی با بچهxadاش داخل مسجد شد و دنبال آنها گرگی است که آنها را به سوی حضرت میxadراند، تا اینکه آهو و بچهxadاش را به خدمت حضرت رسانید.
آهو به سخن آمد و گفت: یا رسولxadالله! دو بچه داشتم؛ یکی را این صیاد، صید کرد و به شما هدیه داد. این یکی در نزد من بود و به آن دلخوش بودم و الان شیرش میxadدادم. ناگاه شنیدم گویندهxadای میxadگفت: «ای آهو! با سرعت برخیز و بچه خود را فوری به پیامبر خدا برسان. همxadاکنون فرزندش حسین(ع) در برابر او ایستاده و میxadخواهد گریه کند. همه فرشتگان سر از عبادتگاهشان برداشته و نظارهxadگر این منظرهxadاند. اگر حسین(ع) گریه کند همه فرشتگان مقرب به جهت گریه او، گریه خواهند کرد.
بشتاب قبل از آنکه اشک بر صورت حسین(ع) جاری شود. با سرعت خود را به او برسان. والا این گرگ را بر تو مسلط خواهم کرد تا تو را با بچهxadات بخورد».
از راه بسیار دور، بچهxadام را خدمت شما آوردم. خدا را شکر قبل از جاری شدن اشک بر صورت حسین(ع) به محضر شما آمدم. صدای تکبیر و تهلیل از اصحاب بلند شد. و آن حضرت برای آهو دعای خیر و برکت کرد و امام حسین(ع) بچه آهو را گرفت و به نزد مادرش حضرت زهرا(س) برد و همه مسرور شدند. [104]
کتابستان
1. شوشتری، شیخ جعفر، الخصائص الحسینیه (اشک روان بر امیر کاروان)، ترجمه: سید محمدحسین شهرستانی، قم، دارالکتاب، 1374.
2. ابن قولویه، ابیxadالقاسم جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ترجمه: آیتxadالله سید محمدجواد ذهنی تهرانی، تهران، گنجینه ذهنی، 1381.
3. یزدی، عباس اسماعیل، سحاب رحمت، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1377.
4. قمی، حاج شیخ عباس، در کربلا چه گذشت؟ (ترجمه نفسxadالمهموم)، ترجمه: آیتxadالله شیخ محمدباقر کمرهxadای، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1372.
5. بحرانی، هاشم بن سلیمان، مدینةxadالمعاجز،ضائل و کرامات امام حسن و امام حسین(علیهما السلام)، ترجمه: سید غریب عساکره مجد آبادانی، قم، ارمغان یوسف، 1386.
6. سپهر، محمدتقی، ناسخxadالتواریخ، امام حسین(ع)، قم، ناصر، 1383.
7. متوسل، احمد، معجزات امام حسین(ع) از ولادت مبارک تا شهادت مظلومانه، قم، وثوق، 1384.
8. کرمانی، حاج شیخ عباس شیخxadالرئیس، شاهکار آفرینش، قم، عصر ظهور، 1383.
9. ترجمه موسوعه حکمات امام حسین(ع)، فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)، ترجمه:علی مؤیدی، گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم(ع)، تهران، امیرکبیر، شرکت چاپ و نشر بینxadالملل، 1381،
12. حسین شیرازی، ام محمد، عین کلمات الحسین، مؤسسه امام رضا(ع)، قم، 1412هـ . ق.
پی نوشت:
[80] . میثم معاصر، صص67 و68.
[81] . تفسیر نورالثقلین، ج5، ص577.
[82]. فرهنگ جامع سخنان امام حسین، تهران، امیرکبیر، 1382، ص836، ح874 .
[83]. همان، ح876.
[84]. همان، ص834، ح870.
[85]. همان، ص826، ح861.
[86]. همان، ص813، ح842.
[87]. همان، ص804، ح825.
[88]. ابیxadالقاسم جعفر بن محمد قولویه، کاملxadالزیارات، باب 14، ح4.
[89]. همان، باب14، ح5
[90]. همان، باب14، ح6.
[91] . برگرفته از: علی حائری و همکاران، روزشمار قمری، مرکز پژوهشxadهای اسلامی صدا و سیما، 1381، چ 1، ص213.
[92]. حاج شیخ عباس شیخxadالرئیس، شاهکار آفرینش، قم، عصر ظهور، 1383، به نقل از: مقتل خوارزمی، ج1، ص 155.
[93]. بحارالانوار، ج24، ص210.
[94]. فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)، ترجمه: علی مؤیدی، ص851، ح908
[95]. مقام معظم رهبری.
[96]. امام خمینی(ره).
[97]. دکتر علی شریعتی.
[98]. مهاتما گاندی.
[99]. شهید سید مرتضی آوینی.
[100]. شهید آوینی.
[101]. فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)، ص834، جمله 870، ح53.
[102]. همان، ص838، جمله 884، ح67.
[103]. همان، ص839، جمله 888، ح71.
[104]. احمد متوسل، معجزات امام حسین(ع)، قم، وثوق، ص84.
علی سعادت شایسته
پاسدار در لغت به معنی نگهبان و مراقب است. پاسداران کسانیxadاند که در حساسxadترین لحظهxadهای تاریخ، از میان خلق برمیxadخیزند و همچون دژی مستحکم، مردانه و شجاعانه در جهت رسیدن به حق و حقیقت و حفظ آن، گام برمیxadدارند.
در تاریخ تمدن بشری کم بودهxadاند کسانی که برای برافراشته داشتن چراغ حق و ترویج اخلاق کریمه، همه هستی و آمال خود را بر سر هدف خویش بگذارند.
کمر بستن برای احیای حقیقت خواهی، همتی جانانه میxadطلبد و تنها از مردانی چون حسین(ع) برمی آید که آزادگی و شور حقیقتxadجوییxadاش، چنان حماسهxadای آفرید که تا همیشه نامش جاودان و موجب احترام انسانxadهای حقxadطلب خواهد بود.
امام حسین(ع) هنگامی که تحریفxadگران حقیقت، از سنت و سیره پیامبر اکرم(ص) و آنچه خداوند در شریعت اسلامی و از زبان قرآن بنا نهاده بود، تصویری مغایر با واقعیت ارائه کردند، بر خود فرض دید تا برای احیای آن سنت فراموش شده و نهادینه کردنش در میان امت اسلام، قیام تاریخی و حماسیxadاش را آغاز کند و بدین ترتیب، از دین جد خود پاسداری کند.
میxadتوان نمونهxadهایی از رادمردی پاسداران را در تاریخ انقلاب اسلامی ایران یافت؛ پاسدارانی که در دفاع از کیان و کشور خود فداکاری کردند و با روحیه شهادتxadطلبی، انسجام درونی و خلاقیت نظامی، در صحنهxadهای مختلف به نبرد پرداختند و با الهام از حضرت سالار شهیدان، اباعبدالله الحسین(ع)، با بذل خون و جان خویش و جانبازیxadها و ایثارگریxadها، نگذاشتند دست سربازان شیطان، به ذرهxadای از خاک میهن اسلامی برسد. روز پاسدار را به همه ارجمندان پاسدار، شادباش میxadگوییم!
چراغ راه
اولین پیام امام خمینی(ره) به مناسبت روز پاسدار
حضرت امام خمینی(ره) در سوم شعبان سال 1399 هـ . ق برابر با هفتم تیرماه 1358 هـ . ش پیامی به مناسبت ولادت امام حسین(ع) فرستادند و در این پیام سوم شعبان را روز پاسدار نامیدند.
بسمxadالله الرحمن الرحیم
«روز مبارک سوم شعبانxadالمعظم را که روز طلیعه پاسدار و پاسداری از مکتب مترقی اسلام است، به عموم همxadمیهنان و به خصوص پاسداران انقلاب اسلامی تبریک عرض میxadکنم و به حق باید این روز معظم را روز پاسدار بنامیم. روز ولادت باسعادت بزرگ پاسدار قرآن کریم و اسلام عزیز است، پاسداری که هر چه داشت در راه هدف اهدا کرد و اسلام عزیز را از پرتگاه انحراف رژیم طاغوت بنیxadامیه نجات داد... اگر فداکاری پاسداران عظیمxadالشأن اسلام و شهادت جوانمردانه پاسداران و اصحاب فداکار او نبود اسلام در خفقان رژیم بنیxadامیه و رژیم ظالمانه آن وارونه میxadشد و زحمات نبی اکرم(ص) و اصحاب فداکارش به هدر میxadرفت».
زلال قلم
سبزپوشانِ بهارِ ایمان
رزیتا نعمتی
پاسدار، حسینxadواره زمانه است و شرح دوباره پروانه؛ پروانه بیxadادعایی که با طواف گرد شمع آزادگی، حریم و حرمت وطن را پاس میxadدارد. شما، هم شاگردیxadهای مکتب علیxadاکبر و قاسمید که در کتاب پارسی وطن، همxadخانواده با لغات جانبازی و شهادتید. درخت وجودتان هماره سرفراز باد، ای سبزپوشان بهار ایمان!
"
روزتان، یادآور پرچم فتحیxadست که با پیراهن خونین حسین در کربلا برافراشته شد و امروز به شما رسید تا همیشه اولین داوطلب برای فرشته شدن و پریدن باشید. پاسدار، یعنی آن که در ناگهانی از حادثه، همواره لبیکxadگوی فرمان «حی علی خیرxadالعمل» است؛ زیرا در مسیر عشق، تنها عمل است که ایمان را گواهی میxadدهد.
"
گفتن از شما، گفتن از عروج و خدا و پرواز است؛ آن هنگام که در آغوش خطر، برای خفتن چشم های امن دیگران، تن به آتش میxadدهید.
پاسداران، مظهر آزادگی
ای پاسداران حریم عشق! مگر میxadتوان بی نام و یاد شما در فرهنگ لغات این سرزمین، به مفهوم آزادی و رهایی رسید؟!
آتشفشان غیرتتان، چراغ و روشنایی مرزهایی است که جز گامxadهای آشنایتان، بیگانه ای را به خود نخواهد دیدکه نقطه اشتراک شما با حسین، آزادگی است.
"
شهادت، معبری است که از مسیر تو آغاز میxadشود، با تو همراه است و به تو میxadرسد. بیهوده نیست نقش پلنگ لباس تو، آن هنگام که روحی رشید را چون تو دربرمیxadگیرد؛ زیرا رشادت، برازنده شهادت است و رساندن پرچم قیام حسین به انقلاب مهدی(عج)، رسالتی است که شایستگی شما بر دوشتان نهاده است. طلوع سپیده نامتان در موسم میلاد فرزند علی(ع) چه زیباست!
"
مبارک باد روز پاسدار؛ روز آنان که با پروانه حضورشان به دور شمع وطن، غیرتی حسینی را از کربلا تا قلّهxadهای دماوند به دوش میxadکشند.
شعر
پشت این خاک به لبخند شماها گرم است
علی سعادت شایسته
چفیه محکم کن و بردار برادرها را
بتکان بار دگر شانه سنگرها را
باغ این بار در آشوب دگر افتاده است
باغبان، امر بده خیل صنوبرها را!
بیستون چشم به دستان تو دارد این بار
تیشه بردار و بزن ریشه خیبرها را
شب رسیده است که در خاطرهxadها تازه کند
رقص یکباره مینxadها و منورها را
آسمان بار دگر بوی پریدن دارد
خبر تازه ببر خیل کبوترها را
دُوْر گردید و یک بار دگر نوبت شعر
مژده مِیْ بده این دست بهxadساغرها را
نوبت تنگه رسیده است که دربرگیرد
قامت غرق بهxadخون گشته پرپرها را
پشت این خاک به لبخند شماها گرم است
تازه کن قصه لبخند دلاورها را
نوبت توست برادر که در این آخر کار
بسپاری به دل خاک، برادرها را
چفیه محکم کن تا باد بداند که هنوز
نتوان برد از این باغچه باورها را
کوتاه و گویا
رزیتا نعمتی
روز پاسدار، یادآور عزم غرورآفرین فهمیدهxadهای مکتب واندیشه حسین(ع) است.
"
گرامی باد روز پاسدار، باطن پاک چشمهxadسار و تمثیل کرامت بهار!
سلام بر شما ای عباسxadهای حادثه که در جادهxadهای سرخ ایثار و در مسیر ولایت، پاسدار ارزشxadهای انقلابید!
گرامی باد روز پاسدار بر آنان که از جنس شهیدان و همxadپیمان با حسین(ع) و از نسل فصل سرخ استقامتند!
"
گرامی باد روز پاسدار، این سروهای سرافراز وادی عشق، این آیهxadهای پرشکوه رزم و ایثار!
پاسدار، دستِ همیشه همراهِ انقلاب است که توانِ رزمی او، برگرفته از نیروهای درونی انسان است.
گرامی باد روز پاسدار، بر سربازان اسلام که با پرچمداری آرمانxadهای اباعبدالله(ع) تفسیرگر راه حسینند.
روز پاسدار، این یادگاران سالxadهای آتش و عشق و ایمان گرامی باد!
"
پاسدار، یعنی روییدن و بالیدن و مردانه مردن در مکتب حسین(ع).
"
پاسداران، مضمون سبز شهامت در جاده سرخ شهادتند که تنها با واژه حسین(ع) معنا میxadشوند.
"
ای پاسداران! از نفس سبز شماست که مرزهای وطن، خط اَمنِ زیستن را به دور نقشه سرخ ایمان ترسیم میxadکند.
"
روز میلاد حسین(ع)، مجالی است برای پاسداری نام پاسدار، این دلیرمردان روزگار و اسوهxadهای ایثار.
سلام بر شما، مالکxadاشترها و ابوذرهای زمان که مصداق حرّیت اباعبداللهxadاید!
"
پاسدار، اصیلxadترین درخت انقلاب است که ریشه در فلسفه قیام حسین(ع) دارد.