مستی را دیدند با کاسه ای اب و مشعلی اتش به دست .
از وی بپرسیدند با این مشعل و اب کجا روی ؟
بگفتا = میروم با این مشعل بهشت را اتش بزنم و با این اب جهنم را خاموش کنم تا مردم خدا را به خاطر وجودش و نعمت هایش بپرستند نه برای ترس از جهنم و رفتن به بهشت.
خدایی سپاس نداشت.
برچسب:
نویسنده: یعقوب
تاريخ: شنبه
22 خرداد
1395 ساعت: 4:29