خرید بک لینک

درباره سایت

مهاجر

امکانات وب

Ùx83د Ùx85اÙx88س

-->-->-->



-->-->--> -->-->-->
براÛx8c Ùx86Ùx85اÛx8cØ´ تصاÙx88Ûx8cر گاÙx84رÛx8c Ùx83Ùx84Ûx8cÙx83 Ùx83Ùx86Ûx8cد


درÛx8cاÙx81ت Ùx83د گاÙx84رÛx8c عÙx83س در Ùx88ب







چه میکنی ؟ چه میکنی ؟



درین پلید دخمه ها



سیاهها ، کبودها

بخارها و دودها ؟

ببین چه تیشه میزنی



به ریشه ی جوانیت

به عمر و زندگانیت

به هستیت ، جوانیت

تبه شدی و مردنی



به گورکن سپردنی


چه می کنی ؟ چه می کنی ؟


چه می کنم ؟ بیا ببین



که چون یلان تهمتن


چه سان نبرد می کنم


اجاق این شراره را

که سوزد و گدازدم

چو آتش وجود خود


خموش و سرد می کنم



که بود و کیست دشمنم ؟


یگانه دشمن جهان


هم آشکار ، هم نهان



همان روان بی امان


زمان ، زمان ، زمان ، زمان


سپاه بیکران او

دقیقه ها و لحظه ها



غروب و بامدادها



گذشته ها و یادها


رفیقها و خویشها


خراشها و ریشها



سراب نوش و نیشها


فریب شاید و اگر

چو کاشهای کیشها



بسا خسا به جای گل


بسا پسا چو پیشها

دروغهای دستها

چو لافهای مستها


به چشمها ، غبارها



به کارها ، شکستها

نویدها ، درودها


نبودها و بودها


سپاه پهلوان من

به دخمه ها و دامها



پیاله ها و جامها



نگاهها ، سکوتها


جویدن بروت ها


شرابها و دودها



سیاهها ، کبودها


بیا ببین ، بیا ببین


چه سان نبرد می کنم


شکفته های سبز را


چگونه زرد می کنم




مهدی اخوان ثالث

برچسب: نویسنده: یعقوب تاريخ: يکشنبه 23 خرداد 1395 ساعت: 19:59

صفحه بندی