خرید بک لینک

درباره سایت

مهاجر

امکانات وب

Ùx83د Ùx85اÙx88س

-->-->-->



-->-->--> -->-->-->
براÛx8c Ùx86Ùx85اÛx8cØ´ تصاÙx88Ûx8cر گاÙx84رÛx8c Ùx83Ùx84Ûx8cÙx83 Ùx83Ùx86Ûx8cد


درÛx8cاÙx81ت Ùx83د گاÙx84رÛx8c عÙx83س در Ùx88ب

نظامی ترین جمله عاشقانه: توی اردو گاه قلبت.. منم یه اسیر جنگی..
تو منو شکنجه میدی..توی این قلعه ی سنگی.
.
.
پدرم گفت که در دوره ی سربازی و دوری ز پدر،
مادر و آدم شدن و ساچمه پلو خوردن بسیار، شود هر پسر بی هنری مرد
و دگر لوس و ننر بودن انسان بشود در
.
.
ازدواج تنها جبهه ایست که می توان شبها با دشمن در یک سنگر خوابید!
.
.
بسوزد آنکه سربازی بنا کرد
تو را از من مرا از تو جدا کرد
گروهبانان مرا بیچاره کردند
لـــ ـباس شخصی ام را پاره کردند
به خط کردند تراشیدند سرم را
لباس آش خوری کردند تنم را
.
.
از آن روزی که سربازی به پا شد--ستم بر ما نشد بر دخـــتران شد
بسوزد آن که سر بازی به پا کرد--تمام دخـــتران را چشم به راه کرد
.
.
تو پادگان چشمات راه رفتم بی معرفت...سهم من از عشقت کلاغ پر بود؟؟!!؟
.
.
سر پستم رسیدم خوابم آمد
محبت های مادر یادم آمد
نوشتم نامه ای با برگ چایی
کلاغ پر میروم مادر کجایی
نوشتم نامه ای با برگ انگور
جدا گشتم دو سال از خانه ام دور
.
.
هر روز تنگ غروب تو سربازی
صفا داره لب مرز تیر اندازی
تا چهل چراغ پادگان روشن میشه
سر دیگ عدسی غوغا میشه
توی دیگ عدس ، افتاده یک مگس
بخورم ، نخورم گرسنه می مونم
قدر آش ننم رو حالا می دونم

برچسب: , , نویسنده: یعقوب تاريخ: يکشنبه 17 مرداد 1395 ساعت: 14:09

صفحه بندی